X
تبلیغات
رخشان بنی اعتماد

رخشان بنی اعتماد

وبلاگ طرفداران رخشان بنی اعتماد

ماجرای پیشنهاد رخشان ینی اعتمادبه مهوش شیخ الاسلامی برای ساخت فیلمی درباره یک هتل دار هلندی

من معتقدم كه مسافرت خارجي‌ها به كشورهاي ما باعث مي‌شود كه ما با هم آشنا شويم و چيزي كه سرانجام حاصل مي‌شود، صلح است. «من فكر مي‌كنم جوان‌ها بايد اين فيلم را ببينند، چون فرهنگ مسافرت در كشور ما بسيار كم است، برعكس كساني كه در فيلم مي‌بينيد كه خيلي راحت و بدون پول، كوله‌پشتي‌اشان را برمي‌دارند و به سفر مي‌پردازند... اينها فقط مي‌خواهند نقاط مختلف دنيا را ببينند و بيشترشان با دوچرخه و موتورسيكلت سفر را ادامه مي‌دهند.»

معصومه کیانی در سایت سینما تجربی نوشت :مهوش شيخ‌الاسلامي، كارگردان «خانه دوم» در توضیح بیشتر درباره این فیلم می‏گوید که این فیلم را به این دلیل ساخته که تصور صحیحی از این کشور به کسانی که خارج از ایران زندگی می کنند، ارائه دهد.

شیخ‏الاسلامی همچنین درباره برداشت بسیار مثبت توریست هایی که به ایران می آیند، درباره این منطقه و مردمانش می گوید: «من بسياري از حرف‌هاي آنها را حذف كردم، چون فكر مي‌كردم كه ممكن است ديگران فكر كنند كه اينها دروغ است.»

 

 

چرا سراغ ساختن این فیلم رفتید؟

خانم بني‌اعتماد به من زنگ زدند و گفتند كه هتل‌داري به ایران آمده كه هلندي است، بد نيست كه فيلمي درباره‌اش بسازي. تو طبيعت را دوست داري و مي‌تواني اين فيلم را بسازي...

هرچند من هم اين كاره نيستم ولي وقتي هتل را ديدم، به موضوع علاقمند شدم. يكي از علاقمندي‌هاي من اين مملكت است. فكر كردم مي‌توان اين علاقمندي را به اين شكل هم نشان داد و اين فكر را گسترش داد. صاحب هتل، سباستين، هم فكر نمي‌كرد كه فيلم اين گونه باشد، او بيشتر فكر مي‌كرد كه اين فيلم تجاري باشد...

من خودم هم فكر نمي‌كردم از ديد خارجي‌ها اين‌ گونه باشيم، به همین دلیل این فیلم را ساختم تا تصور صحیحی از این کشور به کسانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، ارائه دهم.

رسانه‌هاي خارجي فقط يك بعد از اين جامعه را مي‌بينند، پس شکل خاصی هم برداشت می کنند ولي در اين فيلم بسياري از آنها بعد از آمدن به ايران و بعد از اينكه از نزديك ايران را ديدند، ديد و حرف‌هايشان در اين‌باره متفاوت مي‌شود...

به همين دليل من سعي كردم كه اين فيلم را حتما بسازم، علي‌رغم اينكه بعضي از قسمت‌هاي فيلم در مايه فكري من جاي نمي‌گيرد، مثلا قسمت‌هايي كه سباستين حضور دارد، البته او خودش دوست داشت باشد...

 

 

فکر می کنید مخاطبان این فیلم چه کسانی باشند، منظورم این است که این فیلم را برای خارجی‏ها ساخته اید؟

من فكر مي‌كنم جوان‌ها بايد اين فيلم را ببينند، چون فرهنگ مسافرت در ما بسيار كم است، برعكس كساني كه در فيلم مي‌بينيد كه خيلي راحت و بدون پول، كوله‌پشتي‌اشان را برمي‌دارند و به سفر مي‌پردازند، هرچند اين‌گونه سفر كردن خود شاید به عقیده برخی، دنباله هپيزيم باشد. اينها فقط مي‌خواهند نقاط مختلف دنيا را ببينند و هيچ كدام از آنها با هواپيما به اين سفر نمي‌پردازند و بيشترشان با دوچرخه و موتورسيكلت اين سفر را ادامه مي‌دادند.

 

 

مسافرانی که شما در فیلمتان به تصویر می کشید، سرانجام سفرشان را کجا می بینند؟

دلیل اصلی مسافرت آنها اين بود كه بيايند و در راه بمانند. من كه خودم در ايران هستم، فكر مي‌كنم كه ما خودمان براي ديدن ايران كمتر اين كارها را انجام مي‌دهيم. آنها سفر مي‌كنند و جالب است که هر جاي كه خسته مي‌شوند، همان جا مي‌خوابند و ...

من فكر كردم كه چقدر خوب است كه جوان‌ها چنين ايده‌هايي داشته باشند، ما حتي اگر نمي‌توانيم به خارج از ايران برويم، ايران را كه مي‌توانيم ببينيم. حتي در ادبيات ما هم سفر كردن و فرهنگ سفر وجود دارد.

نکته جالب توجه این است که آنها با دادن شبي هزار تومان از پشت‌بام براي خوابيدن استفاده مي‌كردند، همانجا نقاشي مي‌كردند و... شما در اين فيلم زن و شوهري را مي‌بينيد كه با تميز كردن هتل پول درمي‌آورند تا بتوانند از غذا و مكان رايگان استفاده كنند تا بتوانند به سفرشان ادامه دهند.

 

 

برای نزدیک شدن به سوژه چه کار کردید؟

من از قبل شناختي از اين موضوع نداشتم ولي بعد از آن به يزد رفتم و از نزديك تمام مكان‌هاي فيلم را ديدم و آن وقت بود که فكر كردم كه براي ساختن فيلم آماده‌ام.

 

 

چقدر طول کشید تا این کار را ساختید؟

ساخت اين فيلم 15 روز طول كشيده است.

 

 

یکی از نقاط قابل توجه در این فیلم تضاد میان دو منطقه جغرافیایی هلند و ایران است.

خود من هم در اين فيلم قسمت‌هايي را كه سباستین به هلند برمي‌گشت، دوست دارم؛ اينكه از داغي و گرمي فضايي مثل يزد به سردي و طوفان هلند كات مي‌شود، چيزي است كه من مي‌پسندم. این را هم بگویم که هواي آنجا به اندازه‌اي سرد بود كه ما يخ زديم. آنجا ساكت و آرام و منظم است و شايد يكي از دلايلي كه آنها خسته ‌مي‌شوند و دوست دارند به جايي مثل ايران بيايند، وجود همين فضا است.

 

 

از نظر مفهومی نیز با دو فضا روبه‏رو می شویم؛ فضایی که به توریست ها می پردازد و فضایی که مربوط به زندگی سباستین است، به نظر شما بهتر نبود که این مستند، مستندی پرتره باشد؟

من دوست داشتم كه او را بيشتر نشان بدهم ولي با وجود اينكه او ما را دعوت كرده بود، بسيار كم او را مي‌ديديم. خب، آنها چنين اخلاق‌هايي هم دارند و اين شايد به دليل كارهاي زيادي بود كه او بايد انجام مي‌داد. زمان فيلمبرداري من بيشتر دنبال او بودم. هرچند بايد اين را هم بگويم كه اگرچه سباستين در بخش اول فيلم حضور ندارد ولي ما صدايش را مي‌شنويم و چهره‏اش هم ديده مي‌شود. بنابراين دليل اينكه او در بخش اول فيلم ديده نمي‌شود، اين بود كه خودش نبود و دليل دوم اين بود كه مسئله توريست‌ها هم برايم اهميت داشت.

 

 

شاید جالب باشد که تضادي كه در فيلم نیز ميان خيابان‌هاي شلوغ یزد و فضاي آرام هتل وجود دارد.

من مي‌خواستم اين مسافران را دنبال كنم. شما در اين فيلم موتوري را مي‌بينيد كه با چنان سرعتي مي‌رود كه بدون شك چند تصادف را در پيش دارد. من مي‌خواستم اينها ديده شود و نيز برخورد مردم با آنها و اينكه با چه ديالوگي با مردم حرف مي‌زنند، در فيلم وجود داشته باشد.

 

 

مخاطب خارجي چگونه با اين فيلم روبه‌رو شده است؟ تجربه ای در این زمینه داشته اید؟

من اين فيلم را در اينجا با مخاطب خارجي هم ديدم و متوجه شدم كه آنها اين فيلم را دوست داشتند و جالب اين بود كه همين احساس را داشتند.

از سوی دیگر، من معتقدم كه مسافرت خارجي‌ها به كشورهاي ما باعث مي‌شود كه ما با هم آشنا شويم و چيزي كه سرانجام حاصل مي‌شود، صلح است.

 

 

به نظر می رسد که این فیلم گونه ای سفارش باشد، خودتان این طور فکر نمی کنید؟ به خصوص اینکه خارجی ها خیلی از ایران و ایرانی ها تعریف می کنند.

من خودم هم فكر مي‌كردم كه بسياري فكر كنند كه اين فيلم از طرف سباستين سفارش داده شده است، شايد هم بعضي فكر كنند كه دولت براي ساخت چنين فيلمي پول داده است ولي واقعا اين طور نبوده است. درباره تعریف خارجی ها هم باید بگویم که من بسياري از حرف‌هاي آنها را حذف كردم، چون فكر مي‌كردم كه ممكن است ديگران فكر كنند كه اينها دروغ است و من هم اصولا آدم ديكته‌طلبي نيستم.

 

 

سكانس آواز خواندن سباستين را چگونه تعبیر می کنید؟

وقتي با سباستين رفت‌وآمد كرديم و قرار شد كوير را بگيرم، به او گفتم كه من مي‌خواهم موسيقي هلندي روي تصوير اين جاده باشد. او چند آهنگ را براي من گذاشت و اين قطعه انتخاب شد. جالب اين است كه اين قطعه با حال و هواي جاده و اتفاقاتي كه براي سباستين افتاده است، تناسب زيادي دارد. اما از آنجا كه نتوانستيم در اين زمان كم يك هلندي ايراني پيدا كنيم، اين قسمت از فيلم زيرنويس نشده است.

نکته دیگری که در این فیلم وجود داشت، مربوط به قسمتي از فيلم است كه به رفتن سباستين از ايران برمي‌گردد.بار آخر سباستين را با چهره‌اي آشفته و ناراحت ديدم و حدود 2،3 ساعت هم فيلم گرفتيم ولي او خودش پس از ديدن فيلم از ما خواست كه اين قسمت‌ها را حذف كنيم. من هم چون نمي‌خواستم برايش مشكلي پيش بيايد، پذيرفتم. هرچند مي‌توانستم اين كار را انجام ندهم ولي او يك خارجي بود كه در ايران كار مي‌كرد و من به همين دليل نمي‌خواستم كه مانع پيشبرد طرح‌هايش شوم.

او در اين قسمت‌ها درباره رفتنش از ايران و مشكلاتي كه برايش پيش آمده بود، صحبت كرده بود.

 
معصومه كياني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 0:33  توسط   | 

نشان مهرآفرین به رخشان بنی اعتماد اعطا شد

دومین مراسم اهدای نشان ویژه نیکوکاری و آیین نکوداشت یاوران مهرآفرین با حضور جمعی از هنرمندان و خیرین نیکوکار شب گذشته در سالن اصلی اریکه ایرانیان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، در ابتدای این مراسم مانی رهنما به همراه دخترش عقیق به اجرای قطعه ای برای کودکان ایران زمین پرداخت و پس از اجرای این قطعه رهنما با یادی از آندره آرزومانیان گفت: چهارشنبه سالگرد یکی از هنرمندان خوب کشور و بزرگترین پیانیست ایران آندره آرزومانیان است که آقای سریر هم ایشان را خوب می شناختند. آخرین آلبوم و آخرین ترک این آهنگی را که می خواهم اجرا کنم آندره به سختی برایش زحمت کشیده و من این قطعه را به روح این هنرمند عزیز تقدیم می کنم. نوای بگو کجا به خنده می رسی در فضای سالن طنین انداخت و در قطعه بعدی با یادی از زنده یاد بابک بیات آهنگ مرسدس با شعری از الف جیم با آهنگسازی بابک بیات اجرا شد.

حضور فرزاد حسنی به عنوان مجری شور و شعف حاضران در سالن را بیشتر کرد. حسنی از حاضران خواست تا برای احترام به زنده یاد ناصر حجازی با هدیه یک صلوات چند دقیقه بی وقفه این قهرمان فوتبال را تشویق کنند.
مجری برنامه در ادامه از افرادی که در مراسم دو سال قبل نشان نیکوکاری دریافت کردند از جمله عزت الله انتظامی – علی پروین- اشرف قندهاری- حسن ماهوچیان یاد کرد و برای ادای احترام به انتظامی به انتهای سالن رفت.

عزت الله انتظامی با تشکر از حاضران و عذرخواهی از اینکه به دلیل شرایط جسمانی نامناسب نمی تواند روی سن بیاید گفت: همان طور که در گذشته هم گفته بودم ما احتیاج به کمک داریم در گذشته مهرورزی ها بیشتر بود اما الان مهرها کمتر شده است.
آقای عرصه بازیگری ادامه داد: آرزو دارم این انجمن ها را تایید کنید و هر طور که می توانید برای نگه داری موسسات خیریه فعالیت کنید.

در ادامه مراسم مدیرعامل موسسه مهر آفرین با تشکر از حاضران گفت: این مکان در این لحظه قطعه ای از بهشت خداوند است و حضور در این مراسم لیاقت می خواهد و شما بهترین ها از سوی خداوند هستید. وی ادامه داد: زمانی که این موسسه تاسیس شد فکر نمی کردم این قدر سریع رشد کند اما در حال حاضر 10 هزار نفر این مجموعه را حمایت می کنند که در عرض 4 سال به این مجموعه پیوسته اند . از همان بدو تاسیس لزوم تشکیل واحد فرهنگی در موسسه مهر آفرین را احساس می کردم هرچند مبارزه ریشه ای با جهل کاری زمان بر است.
دانش ور در مورد دو اقدام اساسی که توسط موسسه در مدت فعالیت انجام شده است خاطر نشان کرد: ما با انتخاب سفیر نیکوکاری و با اعطای نشان نیکوکاری برای ترویج کار نیکوکاری قدم برداشته ایم. بزرگترین وظیفه سفیران نیکوکاری حساس کردن جامعه است. این یک بهانه است برای آنکه به یادمان بماند آنچه در روزگار باقی می ماند نیکی است.

مریلا زارعی هم به عنوان یکی از نیکوکاران این موسسه گفت: خیلی حرف برای گفتن داشتم ولی اتفاقی که در ابتدای مراسم افتاد ذهنم را درگیر خود کرد. صدای استاد عزت الله انتظامی را شنیدم که گفت برای این که خداوند یاریمان کند به دیگران کمک کنیم. در دوره قبل در تالار وحدت من مهمان بودم زمان گذشت و در حال حاضر به عنوان میزبانی کوچک در خدمت شما هستم و خدا را برای این شاکرم.
این بازیگر ادامه داد: همه ما در این کره خاکی مهمان هستیم و شاید دقایق بیش زنده نباشیم. در این زمان اندک فرصت میهمانی را برای برخی هموطنان خود داریم که از زندگی سهم کمتری برده اند یا متاسفانه هیچ سهمی نگرفته اند. افرادی که شب و روز به عنوان عضوی کوچک در جامعه زندگی می کنند و به دلیل تقسیمات سختی که وجود دارد هر روز کوچکتر می شوند اما در عوض دلی غمگین و تنگ دارند و انتظار دارند گاهی مهمان سفره دل تنگ شان باشیم.
وی افزود: یادمان باشد به اطراف مان خوب نگاه کنیم تا سهمی از دیگری آگاهانه و ناآگاهانه در سفره ما نباشد زیرا فرصت کمی در دنیا داریم و مجال جبران برای ما اندک است. امید است که در این شب وقتی از این جا بیرون می رویم لحظه ای به شعاع زندگی خود نگاه کنیم و دست عزیزانی را که سهم کمتری از زندگی دارند بگیریم.
زارعی با اشاره به برنامه های جشنی که برگزار می شود گفت: ما سعی می کنیم همیشه همت مردم را طلب کنیم و امیدواریم از این شکل ظاهری پا فراتر گذاشته و روزی برسد که همه از سفره ای که پروردگار برای ما پهن کرده به یک اندازه نعمت بگیریم یادمان باشد دیگرانی هستند که باید با آنها حرکت کنیم پس بگذارید تبلیغ نیکوکاری که وظیفه ما در عرصه فرهنگ است به درستی انجام دهیم.

در ادامه از مینو کلانتری ، ابراهیم طلایی، اردلان مومنی و نمایندگان شرکت میتوبیشی ژاپن برای حمایت هایشان در عرصه نیکوکاری تجلیل شد.

اولین نشان ویژه نیکوکاری هم به سعیده قدس موسس خیریه بهنام دهش پور اهدا شد که پوران درخشنده لوح و نشان نیکوکاری را به بهناز آسینگری نماینده ایشان اهدا کرد.
همچنین مهندس اکبریان ، مهندس سیامی بازرس ویژه شهرداری تهران و شبنم قلی خانی نشان سعیده صباغ ، حمیدرضا مختاریان، شهرام فخار ، حسین سلیمی را اهدا کردند.

دومین نشان ویژه مهرآفرین به دلیل فعالیت در حوزه ساخت و ساز مدرسه و دانشگاه به عباس موسوی ره پیما اهدا شد که این جایزه را علی مقدم، جهانگیر کوثری، ساسان فیروزه ای و پیام کوهن دژ روی صحن اهدا کردند.

در ادامه برای اعطای نشان نیکوکاری به کسانی که در دو سال گذشته به دامنه تبلیغات مهر آفرین افزوده اند از این افراد تجلیل شد فریبا قوامی پیروز از شرکت رویای سبز پیروز، حسین فخری از تصویرسازان روز، علیرضا بیطرفان شرکت نورد آسیا، احمد حسینی آرام شرکت قلام نور، سیروس غفوریان برگزار کننده بزرگترین همایش ها در ایران.
اجرای شش قطعه توسط رضا یزدانی یکی دیگر از قسمت های برنامه روز گذشته بود که حس خوبی را به حاضران منتقل کرد.

آخرین نشان مهرآفرین نصیب رخشان بنی اعتماد شد که در این قسمت رضا درستکار منتقد سینما در تجلیل از بنی اعتماد گفت: برای امر فرهنگ فعالیت های جدی انجام شده و برای جذب نیروی فرهنگ انرژی زیادی لازم است این زن تابه حال شخصیت های زیادی ساخته و همه این شخصیت ها باور پذیر بوده اند . وی ادامه داد: یک سینماگر مهم در این مملکت کاری می کند که ما به سینما علاقمند شویم و مشخص می شود انتخاب ایشان درجشن ها و مراسم های مختلف به عنوان بهترین فیلمساز بی دلیل نیست.

همچنین فریبرز عرب نیا در تجلیل از بنی اعتماد گفت: خود را ملزم می دانم مقدمه کوتاهی بگویم دلم می خواهد به همت نیکوکارانی که حضور پیدا کردند در جهانی که قلب کودکان فروخته می شود حضور شما عزیزان را پررنگ تر ببینیم.

بیتا فرهی ، دکتر محمد سریر، فاطمه دانشور و ملینا زارعی و جهانگیر کوثری و فریبرز عرب نیا برای اعطای نشان به رخشان بنی اعتماد روی سن حضور یافتند.
رخشان بنی اعتماد ضمن سپاسگذاری از موسسه مهرآفرین گفت: از ته دل می‌گویم که خودم را لایق چنین تشویقی نمی‌بینم. باور کنید در مقابل کسانی مانند خانم دانشور و بسیاری از افراد دیگر که کسی نام آنها را در این گونه فعالیت‌های خیرخواهانه نمی‌بیند خجالت می‌کشم.این کارهای کوچک من، در برابر انرژی عظیمی که توسط برخی از افراد برای کارهای خیر در این کشور انجام می‌شود، هیچ نیست.

این کارگردان با انتقاد از متولیانی که باید به بعضی از امور رسیدگی کنند، ادامه داد: متاسفانه هرچه سنم بیشتر می‌شود، می‌بینم که دامنه رنج‌های برخی از مردم نیز افزوده می‌شود. متاسفانه این مساله به دلیل غفلت، خواب‌زدگی و رخوت برخی از نهادهای اجتماعی و برخی از دولتمردان است که توجهی به بعضی از امور نمی‌کنند. ما باید برای همه مشکلات دلمان را خوش کنیم که هنوز آدم‌هایی هستند که دلشان برای کار کردن می‌تپد. تشکل‌های غیرانتفاعی که در این زمینه‌ها فعالیت می‌کنند، کمک‌های شایانی انجام داده‌اند، اما گردن گرفتن مسئولیت این مشکلات اجتماعی به هیچ وجه ساده نیست که بتوان ساده از کنار آن عبور کرد.

بنی اعتماد با بیان اینکه «روزی گفتم امیدوارم زمانی بیاید که سوژه‌ای برای ساخت نداشته باشم» اظهار کرد: از اینکه آدم‌هایی که ما را به حریم خودشان راه می‌دهند و از دردهایی می‌گویند که هیچ جایی برای گفتن آنها ندارند و آنجایی که ما باید دوربین‌هایمان برای گفتن فاجعه زندگی آن‌ها روشن باشد، خاموش است، متاسفم. در این حالت بلایی به سر شخصیت‌های داستان‌های ما می‌آید که اکنون می‌بینیم.
در خاتمه مراسم با عکس یادگاری از هنرمندان پایان یافت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 0:36  توسط   | 

اظهار نظر يك تهيه كننده انگليسي درباره رخشان بني اعتماد:بني اعتماد از كار گردانان مثال زدني ايران اس

 دونالد رانووتهيه كننده وروز نامه نگار انگليسي كه تهيه كننده فيلمهايي مطرحي چون ايستگاه مركزي ،باغبان فداكار وشهر خدا بوده است به تازگي گفت وگوي جالبي با صو فيا نصراللهي درکافه سینما  كرده وحرفهاي جالبي درباره مجید مجيدي ،كيارستمي و رخشان بني اعتماد زده است .

 به گزارش پارس توريسم ،  ایستگاه مرکزی  نام یک فیلم درام به کارگردانی والتر سالس محصول ۱۹۹۸ برزیل و فرانسه است. این فیلم برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان سال ۱۹۹۸ شد. ایستگاه مرکزی به‌عنوان نمایندهٔ سینمای برزیل در مراسم اسکار شرکت داشت و در دو رشته بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان و بهترین بازیگر زن نقش اصلی (فرناندا مونتنگرو) نامزد اسکار بود. این فیلم جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را در سال ۱۹۹۸ به‌دست آورد.

شهر خدا  نام یک فیلم برزیلی ژانر گانگستری محصول ۲۰۰۲ است. فیلم ابتدا در کشور برزیل و یک سال بعد در سینماهای سایر کشورها به اکران عمومی رسید.فیلم توانست چهار جایزه اسکار سال ۲۰۰۴ را از آن خود کند.

 

  دونالد رانوو دراين مصاحبه گفته :«ایستگاه مرکزی» داستان بسیار ساده‌ای بود که ساختارش شبیه فیلم‌های سینمای ایران بود. فکر کنم مثلا بیشتر تحت تاثیر فیلم‌های سهراب شهیدثالث بود. خدای من! (والتر)سالس و(سهراب) ثالث! چقدر جالب شد. به فیلم‌هایی مثل «یک اتفاق ساده» یا «طبیعت بی‌جان» نزدیک بود. حتی به فیلم «گاو» داریوش مهرجویی هم می‌شد فکر کرد و البته همه این فیلم‌های ایرانی هم با وجود متفاوت بودن در دنیا بسیار موفق عمل کردند. درنتیجه من فکر می‌کنم که دنیای فیلم‌ها با هم متفاوت است و ما هم هیچ‌وقت به یک گروه تماشاگر خاص فکر نمی‌کنیم.

 اين تهيه كننده سينما در پاسخ به سوالي كع فیلمساز ایرانی هست که دوست داشته باشید با او کار کنید؟ : بله، عباس کیارستمی که دوست خوبی است و بارها هم به برزیل آمده و رخشان بنی‌اعتماد که به‌نظرم از کارگردانان مثال‌زدنی ایران است و راستی مجید مجیدی هم هست. من قرار بود با او یک فیلم در امارات کار کنم. حتی روی فیلمنامه هم کار کردیم. اما بعد او رفت سراغ یک فیلم دیگر و بعد هم هیچ‌گاه برنگشت. نمی‌دانم چرا؟! شاید حالا این گفت‌وگو را بخواند و خبری به من بدهد. اين پرو‍ژه  هنوز اسمی نداشت اما حتی به دنبال منابع مالی هم بودیم. فیلم داستان یک گروه مهاجر ایرانی بود که در قایق زندگی می‌کردند چون ویزای ورود نداشتند. فکر کنید اینجا کشتی است و روبه‌رویتان خشکی اما شما روی کشتی می‌مانید. بعضی از افراد روی عرشه بچه‌های کم سن و سال هستند. البته این ماجرا مربوط به 5-6 سال پیش است و حالا هم که مجیدی مشغول پروژه عظیم «پیامبر» شده که شاید مسیر صنعت سینمای ایران را تغییر دهد. به‌نظرم تولید چنین فیلمی برای سینمای ایران خیلی خوب است و می‌تواند باعث ورود سینمای ایران به بازارهای جهانی شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 0:39  توسط   | 

حقایقی درباره رخشان بنی اعتماد :ماجرای نجات 400 خانوار توسط مستند بنی اعتماد

 

محمد تاجیک :14فروردين ماه همزمان با سال‌روز تولد بانوي ارديبهشت سينماي ايران است. رخشان بني‌اعتماد فردا پنجاه و هفت  ساله مي‌شود. فیلمسازی که سالهای زیادی از آخرین فیلمی که ساخته می گذرد ومدتهاست علاقه مندان جدی سینما فیلمی از این کار گردان محبوب ندیده اند . موضوعی که برای سینمای ایران بسیار باعث تاسف است .

به گزارش پارس توریسم ، اين كارگردان مطرح ومحبوب سينماي ايران كه با دستياري در فيلم‌هاي «آفتاب نشين‌ها»، «گل‌هاي داوودي»، «تحفه‌ها» و «تنوره ديو» فعاليت خود را در عالم فيلمسازي آغاز كرد، در دهه 70 با فيلمهاي سينمايي «نرگس»، «روسري‌ آبي»، «بانوي ارديبهشت» و «زير پوست شهر»توانست يكي از مهمترین وجریان ساز ترین  سينماگران اجتماعي‌ساز ايران باشد.

او با «نرگس» كه برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني شد و در سالهاي بعد با ديگر فيلمهايش سيمرغ بهترين فيلم، فيلم‌نامه را گرفت و به نوعي ركوردار دارندگان سيمرغهاي جشنواره شد و با ساخت «گيلانه» نيز بعد از سالها اين اتفاق را تكرار كرد و سه سال گذشته هم براي «خون‌بازي» سيمرغ گرفت.

بني‌اعتماد پيش از ساخت فيلمهاي جريان‌ساز به عنوان اولين كار بلند سينمايي در سال 66 «خارج از محدوده» را ساخت كه آن فيلم برنده جايزه جشنواره فيلم‌هاي كمدي ايتاليا شد و در سالهاي 67 و 68 به ترتيب «زرد قناري» و «پول خارجي» را جلوي دوربين برد تا اينكه در سال 70 «نرگس» را ساخت.

 

/مصائب فیلمسازی بانوی سینمای ایران/

  رخشان بنی اعتماد از فیلمسازانی بوده که برای ساخت فیلمهایش با مشکلات بسیاری مواجه بوده .مثلا درباره فیلم زیر پوست شهر ،باران کوثری بازیگر سینمای ایران وفرزند خانم بنی اعتماد روایت جالبی از مشکلات ساخت این فیلم باز گو کرده است . باران کوثری در گفت وگویی با ماهنامه فیلم گفته :من با فیلمنامه زیر پوست شهر بزرگ شدم و مثل قصه های کودکان آن رااز حفظ بودم . خیلی بامزه بود وقتی رخشان بنی اعتماد من را حامله بود این فیلمنامه را نوشت اما اجازه ساخت نگرفت تا اینکه من شانزده ساله شدم !

  /موضوعاتی که بنی اعتماد را درگیر می کنند/

رخشان بنی اعتماد دراین سالها خودش را فیلمسازی دانسته که  به عمد به سراغ ساخت فيلم‌هاي اجتماعي نرفته‌است ، بلكه اين موضوعات هستند كه او انتخاب و درگير مي‌كنند و اين امر به نگاه او به جهان هستي باز مي‌گردد.»

/گرایش به طرح مسائل طبقه فرودست /

 به غیر از فیلمهای بانوی اردی بهشت وخون بازی رخشان بنی اعتماد فیلمسازی بوده که در همه فیلمهایش دغدغه طرح مائل طبقه فرودست را داشته است .خود او در گفت وگویی با مسعود مهرابی در ماهنامه فیلم در زمان اکران فیلم خون بازی گفته :گرایشم به طرح مسائل طیقه فرودست جامعه بیشتر بوده و به دغدغه ذهنی ام نزدیک تر.اما این هم چیزی نیست که اصراری در آن داشته باشم .

/واقعیت و سینما /

 در فیلمهای رخشان بنی اعتماد به واقعیتهای اجتماعی به خوبی پرداخته شده . البته واقعیتی که از ذهن فیلمساز گذشته است .خود خانم بنی اعتماد در مصاحبه ای با طهماسب صلح جو در ماهنامه فیلم در زمان اکران فیلم گیلانه گفته :وقتی ممادرباره فیلم واقع گرای اجتماعی حرف  می زنیم به این معنی نیست که دوربین را بگذاریم وعین واقعیت را به تصویر بکشیم ونمایش بدهیم .این دیگر سینما نیست .وقتی می توانیم یک اثر را سینما بنامیم که واقعیت از ذهن فیلمساز بگذرد و نمایش داده شود .

 / فیلمساز عاشق مستند/

شیما غفاری روز نامه نگار در یادداشتی در خبر گزاری ایسنا در باره بنی اعتماد نوشته :بني‌اعتماد راباید فیلمسازی دانست که عاشق سینمای مستند است .خود او دراین باره   گفته است: «اگر يك مقدار پول‌دار بودم و سر حال، هميشه مستند مي‌ساختم، چون آنقدر مساله براي مطرح كردن در اين زمينه وجود دارد که خارج از تصور است.»

به دليل همين دغدغه‌هاي هميشگي بني‌اعتماد است كه در كارنامه سه دهه فيلم‌سازي‌اش در سينماي ايران، بيش از ده فيلم مستند شاخص مي‌بينيم، فيلمهايي كه در سالهاي مختلف فيلم‌سازي‌اش حتي بعد از ساخت چند فيلم سينمايي داستاني ساخته مي‌شود.

 /مستندبنی اعتماد ونجات 400خانوار/

از ساخت فيلمهاي مستندي همچون «فرهنگ مصرفي»، «تدابير اقتصادي» و «تمركز» كه در سالهاي 58 تا 65 براي تلويزيون ساخت تا فيلمهاي مستندي كه در سالهاي 70 تا 72 همچون «اين فيلم‌ها رو به كي نشون ميدين؟» كه اين فيلم به وضعيت تاسف‌بار زندگي 400 خانوار از ساكنان گودهاي تهران پرداخت و همين فيلم مستند باعث شد شهردار وقت اين خانوارها را از آن منطقه به منطقه بهتري جا به جا كند و دو سال دوربين بني‌اعتماد و گروهش همراه اين خانواده‌ها سرگذشت آنها را دنبال كرد.

 /روزگار ما/

بني‌اعتماد علاوه بر ساخت مستندهاي وقايع‌نگارانه اجتماعي تلخ، فيلم مستندي همچون «آخرين ديدار با ايران دفتري» را در سال 74 ساخت كه همراه با ايران دفتري چند روزي بر روي صحنه تئاتر واستوديو ژورك، مكان‌هاي يادآور يك عمر كار بازيگري او را به ياد آورد و در شرايط پرالتهاب و هيجان‌انگيز انتخابات رياست جمهوري در سال 80 «روزگار ما» را ساخت در حاليکه ده روز قبل از انتخابات تصميم به ساختش گرفت. فيلمي كه به گفته خودش «سندي است كه اگر روند اصلاحات به شكست برسد بايد در مقابل تاريخ جواب داد»

و در دو،سه سال گذشته بعد از «خون‌بازي» درحاليكه فيلم داستاني و سينمايي در اين دوسال نساخت، دو مستند تاثيرگذار جلوي دوربين برد.

مستندهاي «حياط خلوت خانه خورشيد» و «ما نيمي از جمعيت ايران هستيم»؛اولي درباره‌ي «خانه‌ي خورشيد» به عنوان اولين مرکز کاهش آسيب‌هاي اعتيادي زنان بود و مستند ديگرش درباره‌ي وضعيت تشكل‌هاي زنان در آستانه‌ي انتخابات اخير رياست جمهوري بود. 

/ازپدر  سینما تک فرانسه تا دکترای افتخاری لندن/

و اما در یکی دوسال  اخير رخشان بني اعتماد براي مجموعه‌ي آثار سينمايي‌اش جايزه‌ي معتبر هانري لانگ لوا ـ پدر سينما تك فرانسه ـ را دريافت كرده است. بني‌اعتماد دو سال قبل نيز دكتري افتخاري دانشگاه لندن را گرفته بود.

/ماجرای نمایش فیلمی از بنی اعتماد در دوهزار مدرسه درفرانسه /

نمایش فیلمهای خانم بنی اعتماد همواره بازتاب گسترده ای در کشورهای مختلف داشته است .مثلا  فیلم  «زیر پوست شهر»او  از سوی سازمان سینما و دانشجویان فرانسه  در بیش از دو هزار مدرسه این کشور به نمایش در آمد .

، هرساله هیاتی متشکل از ۲۰۰ تا ۳۰۰ استاد دانشگاه سینما از سوی این سازمان برای نمایش در دوره پیش دانشگاهی سه فیلم از سینمای جهان را انتخاب می‌کنند، که «زیر پوست شهر» از ایران نیز یکی از این انتخابهابوده است.

 /تصویر مادر در سینمای بنی اعتماد به روایت آلن برونه/

 بد نیست بدانید آلن برونه  فيلمساز فرانسوي  که  كتابي درباره‌ سينماي «رخشان بني‌اعتماد» 
نوشته و  از علاقه‌مندان سينماي رخشان بني‌اعتماد است سه سال پیش طي كنفرانسي در لندن مقاله‌اي باعنوان «مادر در سينماي بني‌اعتماد»،ارائه كرد و در سخنراني‌اش، به بررسي اهميت نقش و جايگاه مادر در سينماي بني‌اعتماد پرداخته بود . به گفته وي هيچ فيلمسازي به خوبي «رخشان بني‌اعتماد» نتوانسته تصوير مادر را در سينماي ايران خلق كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 0:26  توسط   | 

تمحید رخشان بنی اعتماد از فیلم جدایی نادرازسیمین

 محمد تاجیک : رخشان بنی اعتماد کار گردان مطرح سینمای ایران در یادداشت کوتاهی ،علاقه مندان سینما را به تماشای فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی دعوت کرد .

 به گزارش پارس توریسم ،خانم بنی اعتماد باتبریک سال نو  دریادداشت خود نوشت : فیلم جدایی نادر از سیمین را دیده ایم، می بینیم و همچنان خواهیم دید تا یادمان نرود که هنوزسینمای ایران وجود دارد...

 رخشان بنی اعتماد

 به گزارش پارس توریسم ،تا کنون بسیاری از هنرمندان  مطرح سینما ،در گفت وگوها ویادداشتهایی به تمجید از فیلم جدایی نادر از سیمین پرداخته اند .عزت الله انتظامی ،حسن فتحی ،رسول صدر عاملی ،حمید فرخ نژاد ،تهمینه میلانی ،علیرضا امینی از جمله این سینماگران معروف بوده اند.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 0:30  توسط   | 

سینما گران و ماجرای شهلا جاهد:از تلاشهای فرهادی ،بنی اعتماد وهدیه تهرانی تا اشکهای مریلا زارعی

محمد تاجیک :سینماگران ایرانی از ابتدای پرونده  جنجالی شهلا جاهد تا انتهای آن حضوری فعال داشتند .

 به گزارش پارس توریسم ،سال گذشته بود که جلسات  صلح و سازش در پرونده شهلا جاهد با حضور هنرمندان سينما  در دادسراي امور جنايي تهران برگزار شد
براس  گزارش خبرگزاری ها در آن زمان ،هنرمندانی چون هدیه تهرانی،اصغرفرهادی ،مهتاب نصيرپور، مريلا زارعي، رخشان بني اعتماد، فاطمه گودرزي، مهناز افضلي، ابراهيم مختاري، هما روستا، جعفر پناهي و كيانوش عياري از جمله هنرمندان سينما بودند كه در اين جلسات  حضور يافتند وتقاضاي گذشت را خطاب به اولياي دم لاله سحرخيزان همسر ناصر محمدخاني بيان كردند.

/کارت قرمز؛ مستندی درباره پرونده شهلا/

  
کارت قرمزنیز عنوان فیلم مستندی است که مهناز افضلی در خصوص  پرونده شهلا جاهد  ساخته است

 

 /روایت ریلا زارعی از آخرین ملاقات با شهلا جاهد/

همچنین براساس گزارش سایت صداقت نیوز ،مریلا زارعی هنرمند سینما نیز كه از شروع رسیدگی به این پرونده تا برگزاری جلسات صلح و سازش نیز در جریان پرونده شهلا حضور داشت نیز از ساعات اولیه در محوطه زندان اوین حضور داشت و با دلداری به خانواده شهلا به آنها برای رضایت امیدواری می كرد.

این هنرمند نیز روز چهارشنبه در گفتگو با صداقت نیوز  در خصوص آخرین تلاش هایش برای كسب رضایت گفت: عصر دیروز آخرین باری بود كه برای جلب رضایت از سوی مادر لاله به خانه یكی از بستگانش در تهران رفتم و از او خواستم تا نسبت به شهلا كه خود نیز قربانی این حادثه بود گذشت كند اما او حاضر به این كار نشد و بیان كرد كه در طول این نه سال در انتظار این حكم بوده است.

وی در حالی كه اشك در چشمانش حلقه می زد گفت: وقتی شهلا را عصر دیروز ملاقات كردم او سكوت اختیار كرده بود از وی خواستم اگر ماجرایی ناگفته دارد را بیان كند اما شهلا هیچ چیز برای گفتن نداشت و تنها به رفتن به دنیای باقی امیدوار بود و از همگی حلالیت طلبید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 20:3  توسط   | 

گفت و گو با آلن‌ برونه، سینماگر و نویسنده‌ی فرانسوی کتاب «سینمای جنگی ایران»«فیلم‌ جنگی ایرانی، ذهنی

ایرج ادیب‌زاده
adibzadeh@radiozamaneh.com

بیست و دوم سپتامبر ۱۹۸۰، ارتش صدام‌حسین با تجاوز از مرز جنوبی وارد خاک این کشور شد. هدف عراقی‌ها آن‌طور که خودشان اعلام کردند روشن بود: استقرار در کنار رودخانه‌ی اروند‌رود که از طرف اعراب شط‌العرب نامیده می‌شود برای آن‌که امنیت شهر بصره را تأمین کند. به طور معمول این جنگ نباید بیشتر از ۳۰ روز طول می‌کشید.

اما در واقعیت این جنگ بیش از یکصد ماه طول کشید. در آغاز سال‌های ۱۹۸۸ کارخانجات جنگی آلمان، عراق را به تکنولوژی جدیدی مجهز کردند که اجازه می‌داد ارتش صدام‌حسین با موشک‌های اسکود از ۲۵۰ تا ۹۰۰ کیلومتر خاک ایران، بعد هم تهران، پایتخت ایران را بپیماید و ویران کند. تهران چندین بار با موشک‌های عراقی مورد حمله قرار گرفت.

این قسمتی از مقدمه‌ی کتاب «سینمای جنگی ایران» نوشته‌ی آلن‌ برونه، سینماگر و نویسنده‌ی فرانسوی‌ است که نکات مهم آن را در سمیناری در پاریس عرضه داشت.

آقای برونه در کتاب و سخنرانی‌اش به نام‌های سینماگران ایرانی که فیلم‌های مطرحی درباره‌ی جنگ یا با مضمون جنگ ایران و عراق ساخته‌اند، اشاره کرد.

رخشان بنی‌اعتماد و فیلم «گیلانه»، «باشو غریبه‌ی کوچک» از بهرام بیضایی، فیلم‌هایی از ابراهیم حاتمی‌‌کیا، ملاقلی‌پور و دیگران که هر کدام به نوعی به روایت جنگ عراق و ایران با گذر از سینمای جنگی ایران پرداختند.

آلن ‌برونه در این کتاب، به حملات موشکی عراق به تهران و نیز به حمله‌ی فاجعه‌بار هواپیماهای عراقی به حلبچه پرداخته که ظرف دو دقیقه، پنج هزار نفر کشته شدند. که دو هزار‌ و هشتصد ‌نفر آن‌ها کودکان زیر سه ساله بودند.

آلن برونه به این فاجعه «هیروشیما‌ی کوچک» نام داده است. با آلن برونه، سینماگر و نویسنده‌ی فرانسوی‌ گفت ‌و گو کرده‌ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:44  توسط   | 

رخشان بنی اعتماد :با خواندن کتاب دا بسیار حیرت زده شدم

رخشان بنی اعتماد کار گردان سینما در مراسم رونمایی کتاب "دا"  خاطرات سيد زهرا حسيني از هشت‌سال دفاع مقدس  گفت :این کتاب بخشی از تاریخ جنگ است  .

به گزارش راه فیروزه (خبرگزاري سينماي ايران) در مراسم رونمایی کتاب "دا" در حوزه هنری فیلمی پخش شد که در آن رخشان  بنی اعتماد در سخنانی گفت :همه انسانها قربانیان جنگ هستند و دغدغه اصلی ما باید صلح  و شناخت نکبت جنگ باشد.وی ادامه داد:مااگر مفهوم صلح را بشناسیم آن موقع مفهوم پایداری و مقاومت شناخته می شود . وی بااشاره به کتاب خاطرات سید زهرا حسینی در کتاب دا گفت :من با خواندن این کتاب بسیار حیرت زده شدم از تحمل ومقاومت زنی  در برابر شرایطی که می توانست در آن شرایط نباشد.مراسم رونمايي كتاب «دا» (به معناي مادر) كه خاطرات سيد زهرا حسيني از هشت‌سال دفاع مقدس است، اين مراسم در تالار مهر حوزه هنري با حضور «سيدمهدي خاموشي» رئيس سازمان تبليغات اسلامي، «حسن بنيانيان» رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، «محمدرضا سرهنگي» رئيس دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري، «شيرازي» نماينده ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، «عماد افروغ» عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، «سيدزهرا حسيني» راوي كتاب،‌ «سيداعظم حسيني» نويسنده كتاب و بسياري از نويسندگان و جانبازان دفاع مقدس برگزار شد. به گزارش راه فيروزه «مينو فرشچي» فيلم‌‌نامه‌نويس نيز در اين مراسم گفت: فكر مي‌كنم اگر اين كتاب را نمي‌خواندم بخشي مهمي از جنگ را نمي‌فهميدم زيرا ما جنگ را در شهرها لمس كرده‌ايم. قبل از خواندن اين كتاب واقعاً نمي‌دانستم كه مردم در مناطق جنگي مثل خرمشهر چه روزهاي عجيبي را پشت‌سر گذاشته‌اند كتاب براي من مثل فيلم بود و همواره در زمان خواندن آن دغدغه داشتم و خودم در داستان شركت مي‌كردم و لحظه‌به‌لحظه با قهرمان داستان هم‌ذات‌پنداري مي‌نمودم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 11:7  توسط   | 

یک گفت وگوی قدیمی با بنی اعتماد درسال 79

محمد تاجیک اهميت حضور تفكر آقاي خاتمي، و به طور كلي فضايي كه بوجود آمده در شكستن در واقع حصارهاي اختناق موثر بوده است و فضاي اختناق به راحتي قابل برگشت نيست . رخشان بني‌اعتماد ، كارگردان فيلم زيرپوست شهر كه بيشترين جوايز را از جشن خانه سينما گرفته بود در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار هنري ايسنا در پاسخ به سوالي كه در فضاي باز سياسي ، اجتماعي و فرهنگي كنوني دولت خاتمي آينده سينماي ايران را چگونه مي‌بينيد با عنوان كردن مطالب فوق افزود: به نظر من، بايد سينماگران هوشياري و درك درستي از فضاي دموكراتيكي كه بوجود آمده داشته باشند و تا حدي پيش بروند و عمل كنند كه نيروهاي غير نتوانند به بهانه‌ي سوء استفاده‌هايي كه از فضاي دموكراتيك مي‌شود مانع گسترش اين فضا شوند. وي تاكيد كرد: سخت‌ترين و مهمترين وظيفه ما اين است كه بفهميم ، برداشت سينماگران ما از آزادي و درك شرايط حساس الان، تا چه حد است. كارگردان «روسري آبي» در پاسخ به سوالي كه آيا سينماي يكنواخت فعلي، تماشاگر را آزار نمي‌دهد و براي آينده سينماي ايران خطرناك نيست ، گفت: ابتذال اشكال مختلفي دارد و يكي از اشكال مختلف ابتذال، دستمالي كردن موضوعات بدون نگاه درست ، تكرار كردن آن و برپايه استقبال تماشاگر از يك فيلم تكرار و الگوبرداري كردن است كه اين تكرار مضاف هم يك نوع ابتذال است. او در پاسخ به سوالي كه سينماي ايران بايد به چه سمتي حركت كند كه از حالت يكنواختي دربيايد، گفت: طبيعتا، سينماگر هم مردم برايش اهميت دارد و هم درك شرايط موجود و نيازهايي كه جامعه براي طرح موضوعات دارد و سينماگران به هردوي آن‌ها توجه مي كنند و اگر تهيه‌كننده‌اي را پيدا بكنند كه توان ريسك كردن را داشته باشد ، صددرصد اين گونه فيلم مي‌سازند. وي سپس افزود: بايد ديد كه درصد استقبال و درصد پذيرش از اين گونه فيلم‌ها ، نسبت به فيلم‌هاي عامه‌پسند چقدر است. كارگردان فيلم «نرگس» در پاسخ به سوالي كه جايگاه سينماي ايران را در صدصالگي چگونه ارزيابي مي‌كنيد گفت: جايگاه سينماي ايران در موقعيت بين‌المللي، جايگاه قابل توجهي است كه حفظ اين جايگاه كار سختي است. چون به هرحال سينماي دنيا در حال رشد است و سينمايي‌ها كه مثل هميشه ، بدون اتكا به تكنيك و بلكه با مضامين فكري در مسيري حركت مي‌كند ؛ در واقع ما اگر افت و خيزي حتي كوتاه مدت در پرداخت موضوعاتي كه داريم و به آن‌ها توجه مي‌كنيم ، داشته باشيم به راحتي تكنيك و محتوي جايگزين مي‌شوند. او در پايان گفت:بايد جايگاهي كه در حال حاضر سينماي ايران در جهان دارد اهميت بدهيم و بر همان مبنا حركت كنيم.

 http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-15810

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 9:35  توسط   | 

گفت و گوي <باني‌فيلم> با رخشان بني‌اعتماد

 

اهل فريادم نه شعار

 


<خون‌بازي> مانند ديگر ساخته‌هاي سازنده‌اش، تصويري بي‌واسطه و عريان از جامعه معاصر ارائه مي‌دهد. تصويري كه البته تلخ هم هست، اما به تبع لحن واقعگرايانه آثار فيلمساز، گريزناپذير به نظر مي‌رسد.

<خون‌بازي> همچنين بازگشتي به دوران اوليه فيلمسازي بني‌اعتماد است. پشتوانه سالهاي مستندسازي، حالا به فيلمي انجاميده كه در آن اسنادي بودن تصاوير، بيشتر از <روايت در فيلم داستاني> اهميت داشته است.

<خون‌بازي> فيلمي است كه آگاهانه از داستان‌گويي متعارف پرهيز مي‌كند و بيشتر به بسط يك موقعيت مي‌پردازد. با پرداختي كه در آن رئاليسم مورد نظر فيلمساز، با زبان سينما متبلور شده است.

لحن اخلاق‌گرايانه فيلم هم برخلاف آنچه برخي عنوان كرده‌اند، هيچ جا گل‌درشت و آزاردهنده نشده است.

شايد به اين دليل كه در فيلم هيچ لحظه‌اي به حال خود رها نشده است. <خون‌بازي> فيلمي تأثيرگذار و تكان‌دهنده است از فيلمسازي كه به گفته خودش اهل فرياد است، نه شعار.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:56  توسط   |